العلامة المجلسي

1020

حياة القلوب ( فارسي )

وايشان بعد از حضرت سليمان عليه السّلام بودند ، وايشان را دوازده شهر بر كنار نهرى كه آن نهر را رس مىگفتند كه در بلاد مشرق واقع شده بود ، وظاهرا آن نهرى باشد كه در اين زمان « ارس » مىگويند وايشان را به اعتبار آن نهر أصحاب رس مىگفتند ، ودر آن زمان در زمين نهرى از آن پرآب‌تر وشيرين‌تر نبود وشهري بزرگتر ومعمورتر از شهرهاى ايشان نبود ، ونام شهرهاى ايشان اينها بود : آبان ، آذر ، دى ، بهمن ، اسفندارمذ ، فروردين ، ارديبهشت ، خرداد ، مرداد ، تير ، مهر ، شهريور « 1 » ، وبزرگترين شهرهاى ايشان اسفندارمذ بود كه پايتخت پادشاه ايشان بود ، پادشاه ايشان تركوذ پسر غابور پسر يارش پسر سازن پسر نمرود بن كنعان بود كه در زمان حضرت إبراهيم عليه السّلام بود ، وآن چشمه وصنوبر در اين شهر واقع بود . ودر هر شهري از آن شهرها ميوهء تخمى از اين صنوبر كشته بودند ونهرى از اين چشمه كه در پاى صنوبر بزرگ جارى بود برده بودند ، تا آنها نيز درختهاى بزرگ شده بودند وآب آن چشمه را ونهرهائى كه از آن چشمه جارى شده بود بر خود وچهار پايان خود حرام كرده بودند ، واز آن آب نمىآشاميدند ومىگفتند : اين آبها سبب زندگانى خداهاى ماست وسزاوار نيست كه كسى از زندگى خداى خود كم كند بلكه خود وچهار پايان ايشان از نهر رس كه شهرهاى ايشان بر كنار آن بود آب مىآشاميدند ، ودر هر ما هي از ماههاى سال در يك شهر از آن شهرها يك روز را عيد مىكردند كه أهل آن شهر حاضر مىشدند نزد آن صنوبرى كه در آن شهر بود ، بر روى آن صنوبر پرده‌ها از حرير مىكشيدند كه أنواع صورتها در آن پرده بود ، پس گوسفندها وگاوها مىآوردند وبراي آن درخت قرباني مىكردند وهيزم جمع مىكردند وآتش در آن قربانيها مىانداختند ، چون دود وبخار آن قربانيها در هوا بلند مىشد وميان ايشان وآسمان حايل مىشد همه از براي درخت به سجده مىافتادند ومىگريستند وتضرع مىكردند بسوى آن درخت كه از ايشان خشنود گردد ، پس شيطان مىآمد وشاخه‌هاى آن درخت را به حركت درمىآورد واز

--> ( 1 ) . در علل الشرايع نام شهرها وپادشاهان كمي اختلاف دارد با آنچه در اينجا ودر عيون أخبار الرضا آمده است .